وروجکـــــی که یک شبه آدم بشه به چه دردی می خوره آخه ...!!؟
اینقدر سراغشو نگیرین ! گم شد رفت پی کارش.............!!
شاهکارترین اثر اسطوره ای شاهــــــــــکار
"می میــــــــــــــــــــــرم "
برای من و تو یی که .. . .. . .. . !!
پ.ن ۱ : دوستتون دارم ....همتونو ! نگرانم نشین ! خوبم ...خیلـــــــــــــــــــی خوب !
پ.ن ۲ : دیشب علی برام یه سورپرایز داشت .......! یه دفتر خوشکل واسه طراحی......با یه عاااااااالمه مداد رنگی ........ WoOow !!
پ.ن ۳: " کاشکی میشد عکس تـــو* رو ... روی یه دیوار بکشم ... دور چشات یه عالمه .. یه عاااااالمه ....سیم آی خاردار بکشم ................ اون لحظه ای رو بکشم ... که ...............
راستی پ.ن چقدر چیز خوبی ست !
می تواند یک عالمه باشد ! می تواند اصلا نباشد ! می تواند باشد ولی تو ننویسی اش ! می تواند نباشد و تو ....
تـــو* اصلا کی به سرنوشت من پیوست شدی که خودم هم نفهمیدم !؟
نکند خدا هم گاهی از سر لجاجت سرنوشت آدمها را می نویسد ....!؟ مثل وروجــــــــک ها که گاهی از سر لجاجت ... خودشان را ... از تمام پ.ن های نانوشته خط می زنند !!
نکند .... تــو * هم ... !!
امروز هَپــــت ِ هپـــت ِ هشتاد و هپــــــته !! یهنی ۷ . ۷ . ۸۷
![]()
تو نظرت در مورد عدد هپت یهنی همون هفت ! چیه .......
اصن داستانـــــــشو می دونی !؟
دگیگن امروز که دلم می خواس یه عالمه بنبیسم اصن نبشتنم نمیاد !!
دیدی اینا رو از تستآی روان شناسی خوچشون میاد...!!؟؟
بهدش دیدی توی بلاگ بقیه می بینن.. برمیدارن میارنش
تا تو هم خودتو بتِستــــــــــــــــــی ....!!
چگذه مهلبونن واقعنی ...نه !؟
از اون جایی که من اصّنــــــــم فوسول نیستم و فگط یکمــــــی کُنچ کاوی وروجکــــآنه دارم (!) باسه همون لطفن بیا یباشکی برام نتیجه ی تستتو بنبیس دوست عسیس .....!! با توام که داری اینجا رو می خونی....! واستا ببینم ......!!
اگه تو نبشتی منم می نبیسمآ ......!!
گفتم بدونی دیگه !
پ.ن مچ گیری ! : مــــــورمــــــــور X عسیس !! تو هم که در جریان قضیه هستی یالا بیا بگو به چه حقایقی دست یابیدی آیا !!؟؟
آخه آدم اینگـــــــــذه توو دار !؟؟
پ.ن خصوصی : علی پس کی میای خونه من تستت کنم... !!؟
برای اولین بار بسی خوچحالم که فهلن به نت دسترسی نداری البته اگه طاخت بیاری با موبی کانکت نشی ...!! آخه می خوام خودم باشم که تست میدی...نیس نبشته راستشو بگین و اینا ..می خوام مباظبت باشم شیطون نره توو جلدت تخلّـب نکنی یه موقع !!
بهدن نبشت ! ( یهنی همون دوشمبه نبشت!! ) :
خـــــــــــــــب !! می بینم که شما هم تخلّب بلدین و جواباتونو خصوصی می سندین !!
باسه همون منم خصوصی و یباشکی بهتون می گم که من " عارف " نیستم اصن !! علی هم که " مدونا " شد رف پی کارش !! فک کن فگط !!
بهدش دیدی اینا رو هی هر روز به علی شون میگفتن بیا بخاطر دل من فگط یه بار...یه بارآ ..بریم سفره خونه قلیون بکشیم و اینا.. اونوخ علی شون میگف چه مهنی داره اصن !!؟؟ عُمــــــــــــــــــــرن اگه ..!!
اونوخ تستشون میگه هرچی تو دنیا هس که تو دود کردی که !!! نه واستا یه دیقه !! اینجا رو دقت کن فگط !! منـــــــــــو می گفتااااآ.....!!!
تازه شم یه بارم که رفته بودیم رستوران سنتی همون اولش آقاهه گارسونه باسمون بساط مساط آورد !! علی باهاشون دهبا نکرد که اصـّـــــــن !! نـــــــــــه...کی گفته ؟! بهدشم که آقاهه گف اینجا بساط چای قلیون کلاً سرو میشه باسه همه (!) علی هم اصن نگف " اوکی ! تو اینا رو بردار ببر اما به صورت حسابمون ادش کن !!!
بهدشم میگه حالا اخماتو واکن عسیسم باست بسّــــنی سفارش میدم بجاش !!!
منم که نازک نالنجی.. واسش زبون درآوردم ...باسه لج هم بسنی نخوردم ....نفص شامم تازه به زور و با کلللی بغض خوردم ...آخی بمیرم الهی باسه خودم !
آخرشم آقا با یه لبخند خودمچکرآنه فگط ۱۱ تومن! پول سرویسی رو داد که نزاشت من حتی یه دونه کام ناقابل بگیرم ازش !!
اونوخ داشته باش تخت بغلی آ هویجوری زل زده بودن به ما که مثلن این دوتا فنچه جیگول میگول چگــــــذه هموژنیزه و اینا تشریف دارن واقعنی !!!
آخه من به کی بگم دردامــــــــو ...!؟؟
دیدی اینا رو میشینن بازم جـِــــم تی وی می بینن !!؟؟ ولی خداییش این " برایانه" خیلی بامزه بودآ .....اصن تموم هیجان فیلـــــــــم یه طرف ، کمدی بازیآی اینم همون طرف !!
امروز یه چیزی خوندم یه جایی..!
بهدش هویجوری دلم خواست اینو بزارم اینجا !!
!!!...Let's tAlk abOut a man he Doesn't UndreStaNd
پ.ن مرتبط ! : بهضی وقتا ...در برابر" بهضی ها "... فگط باید در کمال آرامش لم داد روی کاناپه و Prezioso feat.Marvin گوشید ...
پ.ن تکمیلی ! : سینگر ِعسیس ! من فگط از جمله ی اولت خوچم میاد آ .... !! اونم درصورتی که مخاطب خاص....یهنی چیز....
داشته باشه !! مثلن اگه گفته بودی :
...Let's tAlk abOut a Woman!..she Doesn't UndreStaNd ...
خیلی خوچگل تر و بامفهوم تر میشد آ ......نه واقعنی !!؟
حالا بقیه ش هم خودم باست تکست شو می نبیسم سِند میکنم... !! یه مورد اورجانسی داریم اینجا
خوراک ِ سوژه.... !!
پ.ن کنکوری! : دیدی اینا رو زرتی جوگیر میشن ...!!؟ مثلن می بینی " طرف " شیرین سن مامان بزرگته ها... ولی فک میکنه اگه چایی شیرین نشه و گیس و گیس کشی را نندازه و کامپلکس هاشو شکوفا نکنه کسی بهش توچه نمی کنه..... !!
واقعن قُبـــونم بری که اینگد سایکوی بامزه ای هستی !!!
پ.ن عمومی ! : اینایی که گفتم مخاطب "خاص" داشتش ...
شما به ادامه ی برنامه توجه کنین دوستان عسیسم !! 
شمبه نبشت !! ( یهنی همون ادامه ی برنامه ! ) :
کلاً هیکشی نفهمید من چگد دلم گرفته بود و عصبانی و آتیشی بودم که اونا رو نبشتم اون بالا !!
...هی روزگار هــــــــــی !!
دیروز .. بخاطر یه مسئله ی Cheap و مضحک ، که من توش بیگناه بودم و هیچ نقشی نداشتم هم بهم برخورد و هم دلم خیلی گرفت ... بغضمو این مدلی که دیدی نبشتم .....حالا تو بیا فک کن من چگد خوچ به حالم بوده !!
الان یکم آرومترم ....! ینی فکرشو که می کنم می بینم به قول علی " اصـّـــن ارزششو نداشت که من بهش اهمیت بدم حتی ! مطمئناً هرکسی در حد درک و شعور خودش برخورد می کنه .... از بهضی آ نبایدم توقع بیشتر از این داشت ...! "
حالا اینا رو ولش کن ! می دونی الان مچگل من چیه !؟؟
سی دی رامم منفجر شده !!....دی وی دی رام هم که دیگه اصن نگوووو !! ....الانم یه دونه کتاب دانلود کردم بهدش چون winRAR هستش و ظاهراً پی سی ِ من این نسخه شو ساپورت نمی کنه نمی تونم" آن زیپ "ش کنمممم .... علی هم که همیشه در مباقع اضطلالی نیستش و شرکته و همش هم میتینگ داره !!
پلیــــــــــــــــــــــــــــززززز !!
سام بادی هِلــپ مـــــــــــــــــــــــــــــــــــی !!! 
اگه وروجک نبودم حتمن ـ حتمن " ممول " میشد م !... مث اون موقع ها که شبا خوابشو می دیدم و اصـــّنم دلم نمی خواست صبحش برم مدرسه !!
دلم باسه " تند پا "
و حرف زدنآش یه عالمه تنگ شده ...تازه شم مث خودم به جای " ر " می گف " ل " !! وقتی می گف " دختل مهلبون " ازش بیشتر خوچم می اومد و کلی به شیطونی هاش می خندیدم..
یه "عمو جغد" مهلبون هم بود که همیشه روی اون درخته روبروی پنجره ی خونه ی آدم بزرگا منتظر میشست و ممول و تندپا رو با خودش میبرد ... چگد دوسش داشتم !
همیشه دلم می خواس پالتوی خوچگل و مخملی " پدر بزرگ "
رو بپوشم ...... فک کنم یه عالمه توش گرم و نرم بود !
از بَجّـــــنسی های " گریـــس " هم حرصم در می اومد با اون پیانو زدنش ....!! خوبه حالا " اُسکــار " اصّن دوسش نداشت آ ..!! ولی هی خودشو باسه دختل مهلبون می گرفت....لــــوووووس !!!
" خانم پنه لوپه " هم که دیگه نگو ... !! قیافه ش مث لولو ها بود.... اخلاقشم که مث اون هاپوئه بود.. سگ آقای پتی بل !! کلّن رو اهصاب آدم قدم میزد ...![]()
همشون به کنار ... " جهانگـــــــرد " رو یادت هس !؟
آخ که من عااااچق صداش بودم ... یه عالمه حرفای مرموز و جالبناک بلد بود ... هیشوخت ِ هیشوخت موقع حلف زدنش لباشو نمی دیدی ! صولتشو به هیکشی نشون نمیداد ....حتی من ! فگط چشمای درشت و موهاش یادمه که بنفش ِ آبی بود !!!یهو هم غیبش میزد باسه خودش! .... یه ساز دهنی هم داشت ...یادته !؟
دلم میخواس من ممــــول بودم تو هم جهانگـــــــــرد !! اکشالی نداشت اگه صولتتو نمی دیدم ...یا مهنی حرفای قلمبه سُلمبتو نمی فهمیدم !!.... ولی به جاش شبا باسم ساز دهنی میزدی....یا صُـــبا که کولیتو برمی داشتی که بری منو هم با خودت می بردی .........!
بهدش فک کن ! همش میرفتیم سفر .... جاهای دور دور ... مثلن .......... مثلن " اِل دو را دو " ..!! کارتونش یادت هـــــــس !؟ نه واقعنی آ ... کسی می دونه " ال دو را دو " کجاس .... چه شکلیه ؟ اصن وجود داره !؟؟
پ.ن طفلکی : باشه قبول ! من ممول نیستم ....ولی وروجـــــک که هستم !
تو هم ..حتی اگه شبا بجای سازدهنی با موبایلت حلف بزنی! ..حتی اگه منو با خودت سفرای دور دور که هیچی ! تا همین آب موزیکال پارک ملت هم نبری!.. باز هم جهانگـــرد ِ منی !........ آخه مهنی حرفای قلمبه سلمبتو نمی فهمم بهضی وختا !!
پ.ن دسته گل به آب ! : فک کن 45 min بشینی تا یه فایل زیپ شده دانلود شه بهدش که میای Extract ش کنی ببینی نبشته :
Thank you for trying WinZip
WinZip is not a free software !
Only 29$*
کسی می دونه من الان چه شکلی ام !!؟؟
پ.ن اصّن چه ربطی داشت !؟ : نیست من الان کلی باسه خودم غصه خوردم و اینا ...بیا اینو ببیــــــن یکم روحیه مون عبض شه !! 
نه واستا ! یه دیقه فکرشو کن... ده سال بهد انسان عزیز و محترم ! با کی دیگه میخواد ازدباج کنه بنظرت !!؟ 
پ.ن همون دسّه گـُـله بازم ! : حالا واقعنی هیش راهی نداره من بتونم موزیکی رو که دانلود کردم بگوشم .....؟؟هــــــاااااان !؟؟...........بهدش کسی می دونه من الان Credit Card بین المللی از کجا بیارم آیا !؟
پ.ن تبلیقاتی !! :
این روزهـــــــا ...همه "ساسی مانکن " می گوشند .....شما چطور !؟؟
....تو که پیشـــــــی منی و میاووووو.....
توسیح ضروری :
دیدی اینا رو از قیافه ی خواننده هه خوچشون نمیاد
بهدش هی تُن ُتن آهنگشو می دوستن !!!؟؟
خب چیه ...!!؟ اینو خوژگل خونده خوچم میاد خب !!
نه خیرشم ...!! این اون موزیکی نیستش که می خواسم دانلود کنم ... تویی که داری لبخند ژکوندمیزنی باسه من، با توام آ .....!! اینو که روزی شونصد بار ایران مو.زیک داره میزاردش ....
اونی که من میخوام یه چیز خاصه... !! اگه بتونی کمکم کنی این زیپ مسقره شو Run کنم میدم تو هم بگوشی ...! قول !! 
هم اکنون نیازمند یاری صولتی تان هستیم ....... !!
كلمه ها عقايد شكل گرفته و افكار بيان شده هستند به عبارت ساده آن چه مي گويي فكري است كه بيان مي شود. كلمه ها و انديشه ها داراي امواجي نيرومند هستند كه به زندگي و امورمان شكل مي دهند.
اگر يك كارگر بي سواد بتواند يك اصطلاحي را در دنيا شايع كند؛ پس من و تو ، ما و شما هم به طور حتم مي توانيم
برگای زرد و نارنجی ... بوی خاک بارون خورده .... فصل قدم زدن ....فصلی که غروبا تهنایی آهنگ گوش بدی و دلت بگیره یکم ....قهوه دم کنی و بشینی پشت پنجره .... فصل باد !....فصل شال گردن های رنگ رنگی و ژاکت های بافتنی و کتونی های خیس !.... فصل شاعر شدن و هی نبشتن و نبشتن ! ... فصــــــل من ! فصل یباشکی های من و تو !... 
...............!
دیشب اما ...
خودت که بهتر از من می دونی دنبال بهونه می گشتم ..
فکرشو هم نمی کردم منو بخوای هنـــــــــــــــوز !
چراغها که خاموش میشن تو باز هم داری منو می بینی .... مگه نه ؟ صدامو چی .. گوش میدی بهم هنوز !؟
این هنــــــــــــــــــوز که میگم فقط تو معنیشو می دونی .. فقط تو
بغضم دیگه کال نبود .. وقتش بود که به هق هق برسه ... وقتش بود که باهات حرف بزنم ....وقتش بود که به دادم برسی ...
تا حالا شده دلت بخواد توو بغل خودت زار زار گریه کنی ...؟
یا انیس مَن لا انیس لَه ...................یا مَن لا یُقَلّـــب القلوب الاّ هو ..................یا مَن لیس کمِثله شَی ء ................یا من هُو بمَن عَصاه ُ حلیم............................یا مَن قَــرَّ بَــنــــــــــی و اَدنانــــــی.............. الغــــوث الغـــوث الغــــوث
دیشب ... من ...توو بغل تو ... زاااار زاااار گریه کردم خُـــــ....د.....ا !
ممنونم که باز هم منو با تموم بدی هام ...با تموم کمی هام ... با تموم دوری هام ...با تموم کوتاهی هام .... خواستی ...
غریبی مو خواستی .... بغضمو خواستی .... اشکامو خواستی .... منو خواستی !
منو دوباره وروجک خــود ِخـــــود ِخــــــــــــودت بدون " خـــــــــــــــــــدا " ی مهربونم ...
پ.ن : یه جایی هست ...بین جمله های این دعای عزیز... که خیلی خیلی دلمو لرزوند ... شماها رو ..همتون رو ..که برام حتی هنوز یک اسم اید فقط ... از ته دلم دعا کردم .. خیـــــــــلی ها رو ....هرچی که اسم به ذهنم رسید به زبون آوردم
یعنی توی این شبای بزرگ کسی هست که واسه من و علی هم ...دعــــا...کنه ؟؟
اصنم دیگه دوس ندارم توی مجتمع زندگی کنم ... به کی بگم خب !؟
می دونی چیه !؟ ما دوتا د.یش داشتیم یکی واسه هاتبر.د یکی هم باسه عر.ب ست و نایل ست... خب ؟ بهدش تقریبا یک ماه پیش یهو این آقاهه که تازه مدیر مجتمع شده باسه خودش تـِــــز دادکه همه ی د.یش ها رو از روی پشت بوم برداریم و فقط یه دونه بزاریم برا همه ! ( البته اینجا د.یش مرکزی هم نداره قربونش برم !! ) بهدش همه هم با هاتبر.د موافقن فقط !! هیچکی هم لطف نکرد قبول کنه ال ام بی سوئیچر یا جک بزاریم تا بشه دوتا سَت دیگه هم بگیریم... !! اَه اَه چگد همشون از خود راضی و بدجنسن !!من حالا شه جوری فیلمآی ام بی سی پرژیا ببینم !؟؟
تازه شم توی تراس هم نمیشه د.یش گذاشت! کسی می دونه الان من شیکار کنم !؟
یه مدت بود جمعه ها با علی می رفتیم کوه ... خیلی خوچ می گذشت .
فک کن جمعه که دوس داری تا لنگ ظهر بخوابی صبح زود با نوازش های عاچقانه که کم کم بهد از نیم ساعت!! تبدیل میشن به خشانتانه! بیدار شی .. بهدش تازه مسابقه بزاری که کی زودتر آماده میشه !! اصنم یه وقت فک نکنی علی سه سوته تی شرت و شلوار جینشو می پوشه وامیسته دم در آ !! نــــُـــــــــچ !! دقیقاً به همون اندازه که وقت من جلوی میز آرایش سپری میشه ایشونم دارن توی سرویس بهداشتی موهاشونو ژل می زنن !! ( آخی نازی ! یاد موهای بلندش افتادم که از پشت می بستشون ...الان یک ماهی میشه مردونه کوتاهشون کرده ) بهدش حالا نتیجه کارو داشته باش : یک عدد علی موگشنگ واستاده دم در داد می زنه :
ماهی کوچولو ! ...وروجــــــــــک !....خانومـــــــــــــی !....عسیسم.....دلبندم !......هُوی مارمولچ !! با توام آ ..... آماده شدی ؟؟ من دارم میرم !! بیا دیگه ! من دو ساعته آماده ام آااا.... !! 
حالا در نظر بگیر من هنو موهامو شونه نکردم ! ( خوابم هنوز آخه ) آرایش که دیگه هیچی ...نفص لباسامو پوشیدم نفصش هم هنوز فک نکردم چی بپوشم ! بهدش اینقد علی اصلا یه بند صدام نمی کنه که نگو ! یهنی به سرعت اون پرنده هه هست Road RunNer !! آماده میشم و کولی رو برمیدارم و حرکت می کنیم ......بهدش علی یه اخلاق خوچگلی داره ولش کنی تا برسیم کوه همه ی پسته ها رو خورده !! نیس بچه م به نی قلیون گفته زکـّی ! باسه همون اینگذه خوش اشتهاست ... دیگه رسماً می رسیم اونجا تازه باید بریم خوارکی بخریم از اول ! رانی و بادوم زمینی و پسته و اینا
بهدشم تازه ترافیک شروع میشه .. !!یه عالمه آدم خوچحال به سرعت مورچه جلومون حرکت می کنن و من و علی هم مجبوریم از وسطشون لایی بکشیم !! تازه شم بازم مسابقه س که کی زودتر میرسه بالا..!. عمراً هم من بزارم کسی دستمو بگیره و الهی ...نازی...نیفتی..یواش بریم و اینا !! اصلنشم !! همیشه خودم برنده میشم ... کی گفته تا نفصه راه تخته گاز میرم بهدش دیگه یکی باید بغلم کنه ببردم بالا !؟ هان ؟! نـــــــــــــــــــــــــــــه !! 
بهد از کوه هم میریم خیابون گردی و....بهدشم که ناهار تلپ میشیم سفره خونه ... آخ که چگد دلم خواست الان ! فردا جمعه س ....حیفش ! چیه نکنه میگی پاشیم زبون روزه بریم کوه !؟.... اونم علی !! هویجوریشم دارم از تشنگی گریه می کنه !!..تازه شم منم که اِند بُنیـــــــه !!
می دونی چیه !؟ من اصلا موندم با این همه خوچحالی و سرگرمی و اینا چیکــــــــــــار کنم !
یادش بخیر ! پارسال اینا که می رفتم سر کار بهتر بود آ ...اصنم حوصله م سر نمی رفت !! اصنم نمی گفتم کاشکی نمی رفتم سر کار!...اصنم باسه اینکه حوصله م از کار سر رفته بود ننشستم خونه که !! اصنم خدا و خرما رو باهم نمی خوام که ! کی گفته !؟
پ.ن ناگهانی : شـــــــــــــاید امشب یا فردا اینجا رو به علی نشون بدم ..همه ی یباشکی هامو با اون شریکم آخه ...! مخصوصاً که خیلی دوس داره من چیز بنبیسم! از وقتی م که ۱۹۰ صفحه داستانمو نیمه کاره گذاشتم کلی غر می زنه سرم ... میگه حالا من هیچی این" آرسام "طفلکی تا کی باید یه لنگه پا بمونه تا تو بری سراغشون بقیه شو بنبیسی !! حسش نیس خب ! من شیکاره بیدم !؟ حالا فک کنم اینو ببینه کلی ذوق زده بشه! 
البته اگر همینو هم نیمه تموم نزارم .... کی می دونه !؟ :دی
پ.ن هویجوری : این آهنگ DaNgeRoUs هست AkoN می خونه خیلی ریتمشو دوس دارم .....تموم آهنگای اِیکِــــــن رو ! یه دونه SmaCk That هم خونده که مدتها رینـــگ تُن گوشی م بود بس که آهنگش خوچگله !
من رامسس می خوام ! همین الان ! به من چه که حوصله ندارم تهنایی برم کتابفروشی ! به من چه که علی شب که میاد خسته س ، طفلکیه ، خوابش میاد ولی همش به من میگه پاشو بریم بیرون یه دوری بزنیم منم میگم نوچ!! حسش نیست !! 
کسی می دونه این کتاب PDF هست آیا ؟؟!
تازه شم یه عالمه هم دی وی دی می خوام که هنوز نخریدم ....یه لیست دارم اسم شونصدتا فیلم توش نبشتم که نفصشون داره تاریخ انقضاشون هم می گذره ولی من هنوز ندیدمشون!
هی روزگـــــــــــــــــــــــار...هی ! خوچ به حال تو که ای دی اس ال داری ! توی نوعی رو میگمآ!! میشینی تند تند باسه خودت فیلم و بازی و اینا دانلود می کنی اصنم حوصله ت سر نمیره.....
بهدشم میگن جوون آ چرا مُهتاد میشن ! هه !! 
مهتاد که از مریخ نمیاد که ! الان مثلا من مهتادم به نت گردی ! اونم با شبکه هوشمند !! لارژ بازی رو داری که !؟ اصنم سر ماه که تلفنمون یه طرفه بشه به پاچه خواری نمیفتم که !! کارت ۷۰ ساعته بغل دسّمه حال ندارم یوزر - پَس وارد کنم !!
.
.
ده روز پیشآ بود ما رفتیم سیرک ایران ـ ایتالیا ! اینگذه خوچ گذشت که نگو...اگه پردیسان تهران نرفتی ، نبوت کرج رو برو حتماً ..تا ۲۹ شهریور هم تمدید شده فک کنم
ما لژ نشسته بودیم... هشتا صندلی داشت که اولش یه خانوم ایتالیایی مهلبون ما رو ردیف اول نشوند ! ولی بهدش یه اخمو خانوم ِ ایرانی اومد گف جاتونو عبض کنید برین عقب بشینید!! خیلی م لوس بود.. تازه شم ما که هممون نفری ۲۰ تومن پول دادیم باسه چی باید چهار نفر جلو بشینن چهار نفر طفلکی بشن برن پشت سر اونا ! ؟ هاااااان ؟ منم رفتم به خانومه مهلبونه بگم بیاد ببینه این چه وضعشه که دیدم داره بلیطا رو چک می کنه ... منم واستادم کنارش با لبخند باسش توضیح میدم جریانو ..یه آقاهه هم بجای اینکه بلیطشو بده داره با دهن نیمه باز منو نیگا می کنه ! اومدیم با خانمه بریم جامونو درست کنه آقاهه برگشته به بغل دستیش میگه دیدی اینو !؟ توریست بودآ !! 
اولش مخصوص کوشولوها بود ....بهدش من اینگذه دلم می خواس سوار اون پونی های خوگشل بشم !! مامانه بچه شو آورده بود سواری کنه اونوخ من از ذوقم ازشون فیلم می گرفتم ! فک کن !به علی میگم منم میخوام ، میگه تو نه ! زشته ! بزُلگ شدی خودم یه دونه باست میخرم عسیسم !!
بندبازیشون هم خیلی گشنگ بود ...ینی خدا بود آ !! هی من جیغ...دست.....هی علی تی آمو فرانسیسکو...هی سوت ....دست.....هی من بازم جیــــــــــغ !!! ینی رسمن آخراش دیگه پانتومیم بودم
یویو هم بامزه بود ....ولی نه اونقد ! بجاش کره مرگ اند ـ هیجان بود....دوتا موتوریست همزمان می چرخیدن ! بهدش رام کننده شون هم خیلی خوچگل بود ...یکیشون که داریکس تونی بود ...ببر و شیرها رو خیلی حرفه ای بازی میداد ..اولش من فک کردم می خواد اذیتشون کنه چشامو بستم اما خیلی جنتلمنانه فگط ازشون خواست باسه ما تعظیم کنن و از توی حلقه بپرن ...همین !!
اون یکی هم فک کنم پسر پهلوان عقاب بود .. ست چرم مشکی زده بود عین زورو !! نقاب هم داشت تازه شم !! بهدش یه مار پیتون ۶ فوتی همچین دور گردنش خزیده بود انگار پسرخاله شه !! تمساح هم داشتن به چه خماری !! رسمن داشت چرت می زد !! ولی خشانت از پوستش میریخت بیرون !!
من و علی تا تونستیم جیغ و دست و سوت و هوار زدیم باسشون ! مخصوصن باسه تونی و فرانسیسکو ( اِنـــــدِ بند باز )...... فک کنم توو اون جمع شونصد نفری فگط من و علی بودیم که داد می زدیم : تی آمو تونی !.....یا مثلاً گِــرَسیا !...بهد فک کن یه موجودات بی ذوق و بی حالی هم نشسته بودن کنارمون فگط بلد بودن ذرت مکزیکی بخورن !! هیشکی اصن هیجان نداشت که !!
دوتا لی لی پوتی هم بودن چیچو و فدلیو ....خیلی بامزه بودن .... بهدش آنتراکت که دادن من و علی رفتیم رد بوول بخریم این دو تا رو دیدیم...من اومدم با یکیشون صُبت کنم تا گفتم" های چیچو ! ول کام توو ایران !" برگشت گف من ایرانیم ! منم ذوق زده کلی باهم صبت کردیم ...بهدش فدلیو ولی اهل ترکیه بود اینگذه با نمک و خجالتی بود همش هم می گف من اینگلیش بلد نیستمآ !! میشه ترکی حلف بزنیم !؟
آخرش هم خود پهلوان عقاب اومد یکم باسمون حلف زد ..! نمی دونی که چه پیرمرد نازنینی بود ... بهدشم "شو من ِ "شون که نوه ی مرحوم بنان بود صبت کرد و بهدشم همگی سرود ملی خوندیم ..تونی هم درست جلوی لژ ما بود زرتی هم خیره شده بود به من !! کور شم اگه دروغ بگم ! بهدشم که دیگه فینیشد !! ساهت یک نفصه شب هلک و هلک رفتیم خونمون ....حالا مگه من خوابم می برد با این همه هیجان ؟؟ اُور دوز کرده بودم فک کنم......نفصه شبی وسط اتاق خواب پریدم بغل علی میگم تی آمو تونـــــــــــــــی !!! 
بهدش علی میگه تو داشتی با لی لی پوتی آ می حرفیدی من خیلی حال می کردم باسه خودم که وروجکم اینگذه اینترنشناله !!
هی روزگار ....شــِــــــــــیْم آن یوو !! که وروجکآی اینترنشنالت فگط بلدن کارتون و فیلم زبون اصلی ببینن !!
اصن نمی خواسن برن توو سفا.رت مترجم بشن که !! اصن !! اصنم بهد از اون همه تدریس و سابقه کار به تیچری ِ کانون زبان نمیگن عُـــــــــــق.... !! بهدشم باسه فوق هم نمی خوان " فگط " بورسیه بشن که !! اصنم دوس ندارن برن کانادا زندگی کنن !! دهــــــــــــــه !!چه توقهاتی دارن از آدم !!
پ .ن تعجبآنه : ینی من اینگد حلف باسه نبشتن داشتم و خودم نمی دونسّم !؟ 
پ.ن لوسآنه : تازه شم به من هیش ربطی نداره که توی این صفحه نمیشه اینگلیش تایپ کرد !! شما فینگیلیشو بچسب دوست عسیس !!
پ.ن عاجزانه : کسی می دونه چطوری میشه بدون نیاز به کپی ییست همین جا اینگلیش نبشت !؟
پ.ن عاچقانه (!) : علی عسیسم ! مرسی باسه همه ی خوبی هات ...هرچی خاطره ی شاد و قشنگ دارم مدیون توام "پی . لاو ِ" من ! 
یه مدته فوبیای تنهایی + تاریکی گرفتم...بچه که بودم عاشق این بودم که برقا بره و تموم چراغای خونه ی بزرگ و بی سر و ته مون اجباراً خاموش بشن و من و داداشم سایه بازی کنیم !
اما الان ... شبا که هیچی ! دم صبح ها هم از تاریکی و تهنایی می ترسم
امروز صبح هم درست موقع رفتن علی بیدار شدم .. چشمام از زور خواب وا نمیشد نفهمیدم چطوری باهاش بای بای کردم فقط یادمه گفتم درو قفل کنه ( عین این روانی آ همش فک می کنم صبحا که علی میره یه دزده داره کشیک میده که علی که رفتش بیاد خونمون ! ) هنوز سیم ثانیه هم نشده بود از شدت ترس و ضربان قلب یکی از چشمامو به بدبختی باز کردم ..زل زدم به تابلو فرش سالن تا زور زورکی بیدار بمونم نکنه آقا دزده بیاد من خواب باشم منو بکشه !! 
نیم ساعت بهدش هم همین که از پنجره کنار تخت نور اومد توو اتاق بیهوش شدم !!
تازه شم آباژور که دیدی !!؟ عمراً من بزارم تو اتاق خوابم ! آخه با نور حتی اگر خیلی هم ملیح و ملایم باشه خوابم نمی بره ! باسه همون راه کار جدیدی اندیشیدم ! اتاق خواب به سالن دید داره و سالن به آشپزخونه !تاریکی سالنه که منو می ترسونه ، پس چراغ آشپزخونه که روشن بمونه سالن نیمه روشن میشه و در ضمن نوری م توی اتاق خواب نمیاد....منم که دستای علی رو محکم گرفتم ! پس دیگه مکشلی نیس !! 
الانم نیس خیلی شجاع و قوی ام و در ضمن اهصاب خشنگی هم دارم باسه دیدن فیلم ترسناک ..!!باسه همون منتظرم فیلم GEM شروع بشه !! :دی
بهد از فیلم میام باست میگم چگذه خوچ گذشت بهم !! 
.
.
.
بهد از فیلم نبشت : اَه شِـــــــــــت !! این جِــــــم تی وی هم دیگه شورشو درآورده بس سان*سور می کنه !! اصنم خوچم نمیاد ازش !! منو بگو که همش منتظرم یکشنبه بشه!! ... تازه شم دیشب با علی دَهبا هم کردم که چرا نمیزاره من شبا فیلم ترسناک ببینم!! .. کلی غصه خوردم که فرداصبحش باید ببینم ...حالا هم که .......!! دهه !! چه مهنی داره اصن !!
نوشتن هم مثل هر کار دیگه ای اولش یکم سخته ! انگشتات کند و سنگین روی کیبورد ضربه
می زنن و هر دو ثانیه یک بار زل می زنی به سفیدی صفحه ی روبروت...
هزارتا شایدم شونصدملیون تا حرف داری واسه گفتن....ولی خب ! واسه شروع فقط این که :
پاییزی ترین دختر روی زمینم !
شک داری می تونی بیای تاریخ تولدمو ببینی !
۲۳ سالمه ... و یه دنیا آرزو و نقشه دارم...یه عالمه !
پارتنر هم دارم البته ! بیست و یک روز پیش ۲۷ سالش تموم شد و الان هم دقیقا سه سال و سه روز +۲ روز دیگه میشه که سقفمون و....همه چیزمون البته مشترکه ! یکی که برای من همه کس و همه چیزه... اسمشو هم سانسور نمی کنم ، مثل خیلی ها هم بهش نمی گم شوشو! ... یه اسم تک و خاص داره که فقط مال خودمه ! اون بماند.......:*ـ بقیه می تونن علی آقا صداش کنن ! من یواشکی تودلم بهش " علی بابا " هم میگم تو ولی نگی آ ! بعدش یه وقت فک نکنی اونم به من میگه سندباد جووونم !! نه خیرشم اصلاً ! به من میگه مارمولــــچ** ! تازه در ایده آل ترین شرایط هم میشم : وروجـــــــــــــــــک!! بخدا راس میگم !
از الان هم بگم که : نوُ ..نی نی... ایز... اَکــسِــپــتِــد !
تازه شم به قول خودم و اینا! : نی نی می خوایم شیکار!!؟ یکی بیاد منو بـــزُلگ کنه اصن !
یه چیزی بگم شاید باورت نشه ...انگلیسی رو از فارسی بیشتر می حرفم ! مخصوصا وقتایی که
حوصله م سر بره از یه چیزی یا یه کسی ! یا برعکسش ! وقتایی که خیلی ذوق زده باشم..
گفتم بدونی دیگه ! یهو اینجا یه چیزایی دیدی نترسی یه وقت آ ...در همسایه بغلی رو هم نزنی یه موقع ! آدرسو درست اومدی !
پ.ن * : بماند دیگه !! دهه !
پ.ن ** : موجود بسیار خوچگلی که اصنم آب زیر کاه و موذی و شیطون و اینا نیس ! فهمیدی که ؟!
